عبد الحي حبيبى

514

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

و دويمين را مرزبان جمع عربى آن مرازبه . و سويمين را كنارنگ مىگفتند . راجع به طبقات پايين اين سلسله كه هر يكى بنوبت خود اقتدارى داشته ، در مبحث طبقات مردم شرح داده‌ايم . در تشكيلات كشورى ساسانيان كه بقاياى آن در اوايل عصر اسلامى هم تعقيب شدى ، هر استان ( ولايت ) اضلاع كوچكى داشت ، كه بقول نولد كه هر ضلع فرعى را شهر و مركز آن را شهرستان گفتندى ، و حاكم اين منطقه شهريگ بود ، كه از طبقهء دهگانان انتخاب مىشد ، اما حاكم روستا - روستاگ - رستاق ( يعنى ديه ) را ديهيگ مىگفتند ، كه يعقوبى ( 1 / 177 ) شهريگ را رئيس الكورمى نامد ، و قراريكه مسعودى در مروج الذهب ( 2 / 242 ) آرد : شهريگ از طبقهء آزاذان و از دهگانان يكدرجه بلندتر بود ، كه مسعودى جمع آن را شهارجه مىنويسد . « 1 » نام شهريج معرب در نزد عرب آنقدر شهرت يافته بود ، كه يكى از شعراى عرب معاصر مهدى عباسى شهاريج را از اولاد دهاقين شمرده و گفته است : حتى اذا ايسروا قالوا و قد كذبوا * نحن الشهاريج اولاد الدهاقين « 2 » مرزبان كه در كارنامهء اردشير بابكان مرژپان و جمع آن مرژپانان آمده بمعنى صاحب الثغر است ، « 3 » كه مركب باشد از مرز + بان ، و مرز در اوستا ميريزو MEREZU و در پهلوى مرژ MARJ بمعنى سرحد يك كشور بود ، و بان از ادات حفاظت است و مرزبان حاكم و نگهدارندهء سرحد باشد « 4 » كه در سازمان ادارى دورهء ساسانيان مقارن ظهور اسلام ، مرزبان يكى از اركان مهم اين دستگاه بود ، و اعراب جمع آن را مرازبه مىنوشتند . « 5 »

--> ( 1 ) - كريستن سين در ساسانيان 182 ( 2 ) - الاغانى 12 / 176 ( 3 ) - لغات كارنامه 94 ( 4 ) - برهان قاطع 4 / 1987 ( 5 ) - مروج الذهب 1 / 241